برخی اصطلاحات رایج در گویش ولهجۀ مردم بیدگل(6)

آلشی

Aleshi

عوضی- اشتباهی

مُکمُکه

Mokmoke

پستونک

سروسما

SaroSamã

تحریک

کُلّه جستن

Kolle Jastan

سُرفه کردن ناگهانی

وِشکی

Veshki

نیشکون

ناخونجه

Nãkhunje

نیشکون با سر ناخن

هندوبند

HandoBand

اسلوب

گلیزه

Galize

آب دهان

واز

Vaaz

باز

درا پیش کُ

D ra Pish Ko

درب را به حالت نیمه بسته بگذار

خودشا اَ تنگ و تا وا نکر

Khodesha á TanGota Va Nekár

به روی خودش نیاورد

گلازمه

Gelazme

درگیر

کت و کوهسّو

Kato Koohasso

منطقه کوهستانی

خِی خاس

Khey Khãs

خواهی خواست

اِهّه

Ehhe

هان- آگاه باش-زینهار

کم الکی نیست

------

کنایه از اینکه جدّی می گویم

آلِش کردن

Alesh Kardan

عوض کردن

جایی کردن

--------

درمورد غذا: کشیدن

در مورد مایعات: درلیوان ریختن

تحسی نحسی یه

Tahsi Nahsiye

چیزی را به اندازه واقعی بزرگ جلوه دادن تا حق واقعیش ادا شود

ولاولا

Vla Vla

سروصدا و هیاهو

گوجه

Gooje

زگیل

کونۀ خرما

 

میخچه

چکِ چاوچی

Chake Chavchi

دستپاچه- گیج

لباس را در کردن

------

لباس را بیرون آوردن

چِلَقَو مَلَقَو

Chalaghav  Malaghav

لااُبالی- شلخته

اِلولو

E lulu

مترسک

انتکه

Ánteke

عتیقه

خشکوا

Khoshkeva

خشکبار

کُهِ کُه

Kohe Koh

سرفه

زوراً جبراً

-----

به زور

سوزنک

-----

نوعی جوش

دلنچی

Delanchi

بی بندوبار

حیقت که

Hayghat ke

حقیقتاً که

حیقت که باددا بدم

-----

کنایه از اینکه: حقیقتاً که اهل همت هستی!

یاقوندن

YãGhundan

چپاندن- به زور جا دادن

قوقو شامرغه

Ghu Ghu Shã Morghe

آدم سرخوش

ورکلاشیدن

VarKelashidan

هندوانه را بدون استفاده از قاشق به دست گرفتن و فقط با دندان خوردن

شتر

 

برشی نازک از هندوانه

لقمه حلال یا حرام!!؟؟

پس از هدفمندی یارانه ها وافزایش قیمت نان که امری محمود و پسندیده است، بسیاری ازنانواییها شلوغ تر هم شده اند. ولی چیزی که این وسط ، طبقه زیر خط فقر را بیشتر آزار می دهد اینست که همچنان حقوقشان پایمال می شود. یکی از این نانواییها را مثال می زنم. در این نانوایی  نه تنها موازین وضع شده در مورد وزن و کیفیت نان رعایت نمی شود بلکه بسیاری هستند که به صرف اینکه رفیق گرمابه و گلستان نانوای محترم این مغازه هستند، بدون نوبت اقدام به خرید نان می کنند و خرسند از این هستند که با وجودآنکه مغازه شلوغ بود توانستند 2 عدد نان بدون نوبت و با توجه روابط ، بخرند!

در یکی از روزها شخص محترمی برای شکایت از کم بودن وزن اعلام شده برای نان به مغازه مراجعه کرد و گفت از وزنی که مقرر شده است 400 گرم کمتر به من نان داده ای! نانوای گرامی خیلی صاف و شفاف گفت:«همین است که هست ،برو فرمانداری و شکایت کن!» متأسفانه شکایت که می کند با این جواب مواجه می شودکه«بله درست می گویید. شکایتهای بسیاری از این نانوایی شده است. داریم پیگیری می کنیم .....»  نه تنها پیگیری نمی شود بلکه این انتقاد تنها خاصیتی که برای این شخص محترم داشت این بود که ؛ هروقت به این نانوایی می آیدبه او می گویند که« برای شما نان نداریم»!

به نظر خواننده گرامی که ممکن است یکی از کارکنان فرمانداری محترم نیز باشد، آیا این پاسخ یک انتقاد کننده و شکایت کننده نسبت به احقاق حقوقش در مملکتی است که گفته می شود مملکت امام زمان است و عدالت علی(ع) دارد به نحو احسنت اجرا می شود؟ آیا اگراین شخص(از فرط عصبانیت ناشی از اینکه دارد دور سر گردانده می شود) شکایتش را با بی احترامی عنوان می کرد، باز هم همینطور بی تفاوت جوابش را می دادید یا با انواع و اقسام مواد و تبصره ها (که بر درو دیوار بسیاری از ادارات به چشم می خورد) او را تهدید به جریمه نقدی و ضربات شلاق می کردید؟؟

بسیار پسندیده ونیکوست اگر قدری به فکر لقمه هایی که به سر سفره های منازلمان می بریم، باشیم!!!!!!!!

تا بعد...

کوچه یا پارکینگ!!؟؟

قابل توجه شهرداری محترم شهر:

 چندی است به دنبال علاقه مردم به مد و مدگرایی، مد جدیدی بوجود آمده است به نام خرید ماشین(اتومبیل) البته به هر قیمتی!!

به قول معروف: آفتابه لگن هفت دست،شام وناهار هیچی. برخی خانواده ها شاید به نان شب نمی گویم محتاجند ولی در مضیقه اند در حالیکه هر کاری می کنند که ماشین بخرند. قرض و قوله و وام و هزار درد و رنج دیگر را به جان می خرند تا زن به آرزویش برسد و مثل خواهرش ماشین دار شود یا اینکه مرد مانند برادرش ماشین داشته باشد و بسیار ی از فتنه و فسادها و جرو بحث های زن و شوهر ها با این ترتیب کم رنگ شود.(در حالیکه بیشتر می شود!). البته مقداری هم بخاطر این است که وضع مردم بهتر شده است.!! در هر صورت  اگرخرید ماشین پایان کار باشد باز هم حرفی نیست! ولی مشکل اینجاست که بسیاری از این خانواده ها پارکینگ ماشین ندارند!! زیرا منازلشان اغلب در بافت سنتی است و کوچه های باریک مانع از رفت و آمد ماشین ها می شود. اگر صاحبان منازل با اندازه چند متر هم عقب نشینی کنند(البته به هر دلیلی) بازهم مثل اینست که اصلاً اتفاقی نیفتاده است.زیرا فضای عقب نشینی شده را ماشین همسایه پُر می کند! کوچه خودمان را مثال می زنم. کوچه ای حدوداً به طول 100 متر به یک پارکینگ تبدیل شده است برای انواع وسایط نقلیه از قبیل موتورسیکلت، ماشین و....

حدود 6 اتومبیل در محلهایی که برخی ساختمانها عقب نشینی کرده اند، هر شب را به صبح می رسانند. البته این مسئله پس از هدفمندی یارانه ها و قیمت بنزین قدری حادتر شده است. درخواست بنده از شهردار محترم یا نیروی انتظامی یا هر کسی که مسئولیت رسیدگی به این مشکل را دارد اینست که: آیا نمی خواهید یکبار برای همیشه تکلیف خودتان رابا این ماشین داران بدون پارکینگ معلوم کنید؟ اگردرنیمه های شب در منزلی آتش سوزی اتفاق بیفتد یا خانواده ای به اورژانس محتاج شود چگونه ماشین های آتش نشانی یا اورژانس ازاین کوچه ها راه خود را پیدا کرده و به منزل مورد نظر خواهند رسید؟؟

باشد که یکی پاسخگو باشد!!!

آمدم امّا ......

مدتی است که مشغله کاری  باعث شده است از دنیای مجازی دور بوده و فرصت نوشتن مطلب نداشته باشم. البته این بدان معنی نیست که سوژه ای نداشته ام، بلکه سوژه هایی که در دسترس بنده قرار می گیرند منتهی به برداشتهای متفاوتی می شوند که این برداشتها عمدتاً سیاسی هستند. در حال حاضر، اوضاع و احوال مملکت هم به گونه ای است که هر مطلبی هرکجا عنوان شود بالاخره یک برداشت سیاسی از آن به عمل می آورند. خواه مطلب مورد نظر اقتصادی باشد یا اجتماعی،فرهنگی،ورزشی و... در هر صورت یک برداشت سیاسی از آن نتیجه می شود و بیشتر،این نویسنده مطلب است که مورد خطاب قرار می گیرد.(معمولاً انتهای اینگونه برداشتها به اینجا می رسد که نگارنده مطلب با نظام مقدس جمهوری اسلامی موافق نیست مخصوصاً اگر انتقاد مطرح شده آمیخته با کلماتی باشد که زیاد مؤدبانه نباشند!!) حال خودتان قضاوت کنید که آیا دیگر می توان در مورد مسئله ای اظهار نظر کرده و یا در بسیاری موارد انتقاد کرد یا نه؟؟

جالب اینجاست تا زمانیکه مسئله را مؤدبانه مطرح می کنی ، با جوابهای سربالا مواجه شده واز بس پیگیری نمی شود سرگردان می شوی! ولی به محض اینکه همان مشکل ، آمیخته با کلماتی غیر مؤدبانه ارائه شود، محکوم می شویم که چرا توهین می کنیم! و جالبتر اینکه شخص انتقاد کننده متخلف شناخته می شود و باید به مقامات قضایی جواب پس بدهد!! یعنی با یک برنامه از پیش تنظیم شده، نه تنها مشکلی مرتفع نمی گردد بلکه کسی که انتقاد کرده به لطایف الحیل از گردونه کنار گذاشته می شود!!!؟؟

چون روحیه انتقادپذیری در بین برخی مسئولین ما اندکی پایین است و تحمل شنیدن انتقاد را ندارند، اینگونه بر سر انتقادکنندگان می آید! لازم به ذکر است عده ای هم کاسه داغ تر از آش شده  و احتمالاً چون منافعی ازایشان در خطر می افتد، داد بر می آورند که: واویلاه! اسلام به خطر افتاده است!! ودر بیشتر موارد ،اولین نسخه ای که برای انتقاد کننده تجویز می شود اینست که ایشان محارب نظام مقدس جمهوری اسلامی است که چنین می گوید، در حالی که مطلب چیز دیگریست. تمام این عوامل باعث شده است که حقیر مطالبم را بیشتر روی کاغذ بنویسم تا اینکه در فضای مجازی انتشار دهم. ولی بسیاری از مسائل و مشکلات هستند که باید به گوش مسئولین برسند. پس تصمیم گرفتم برخی از آنها را کما فی السابق مطرح کنم.(اگر چه تا حدودی مطمئن هستم آنهاییکه باید بخوانند و به گوششان برسد نخواهند خواند و یا عده ای از همان کاسه های داغتر از آش نخواهند گذاشت که بخوانند!!)

تا بعد...