«شرلوک هلمز» در محله حاج عبدالصمد بیدگل

حدود 10 روز پیش بر حسب یک اتفاق، با خادم و خدمتگزار مسجد تاریخی حاج عبدالصمد  واقع در محله ای از محله های بیدگل و به همین نام که بعضاً آنرا«محله حجی ابراهیم» یا «محله طالقانی» نیز می نامند، برخورد کردم. آشنایی بنده با ایشان به بیش از 20 سال پیش برمی گردد. یعنی تقریبا از زمانی که نوجوان بودم اورا می شناختم. در ضمن صحبت و احوالپرسی با او، گفت که چند روز پیش در مسجد حاج عبدالصمد اتفاقی افتاده که بد نیست با هم برویم و تو هم ببینی. به همراه چند نفر دیگر رفتیم داخل مسجد، البته نه  قسمت تاریخی بلکه قسمتی که طبق معماری جدید ساخته شده است. صحنه ای که مشاهده کردیم بسیار عجیب و البته  نه چندان تازه بود. دزد یا دزدانی به مسجد دستبرد زده بودند!! البته مانند شما من هم سوالی در ذهنم نقش بست که مگر در مسجد چه چیزی بوده است که دزد یا دزدانی بخواهند آنرا بدزدند. حالا اگر بقعه امامزاده ای باشد باز هم طمع پولهایی که مردم برای برآوردن حاجاتشان نذر امامزاده کرده و در ضریح انداخته اند تاحدی قابل توجیه است که البته این کار هم جای بحث دارد که آدم چقدر باید رذل شده باشد که از اممزاده و نذورات مردم دزدی کند!(ناخودآگاه به یاد «جناب داروغۀ ناتینگهام» در فیلم سینمایی «رابین هود» افتادم که از کلیسای «پدر تاک»، کاری شبیه دزدی انجام می داد.) در هر صورت وقتی سوال را با خدمتگزار مسجد مطرح کردم صحنه ای را به من نشان داد که پی به جواب سوالم بردم. یک درب چوبی منبت کاری شده، ساخته دست استاد محمد بن حسن نجّار در سال 1114 هجری قمری، در درون یک طاقچه که درب شیشه ای برای آن تعبیه کرده بودند هنرنمایی می کرد. (می توان گفت که این درب چوبی حدود 317 سال قدمت دارد). در ب شیشه ای شکسته شده حاکی از آن بود که دزد یا دزدان، این کار را کرده اند ولی چون هردو لنگۀ در، به همراه قسمت بالایی آن (که اصطلاحاً به آن«سُت» گفته می شود) در درون طاقچه کلاف شده بود، نتوانسته بودند نسبت به خروج آن اقدام کنند. ولی به گفته خادم مسجد، یک آینه که آن هم ارزشمند بوده است مورد سرقت واقع شده است. از شواهد و قرائن موجود، چنین برمی آمد که دزد یا دزدان کاملاً به محیط، آشنا بوده اند! و به چگونگی ورود و خروج افراد به مسجد،مخصوصاً نحوۀ بستن درب مسجد توسط آخرین نفری که از مسجد خارج می شده است، کاملاً آگاه بوده اند. حتی از این مسئله آگاه بوده است که دزدگیر مسجد به دلیل تخلیۀ شارژ باتری آن، از کار افتاده است.(اشتباه نشنیدید، دزدگیرمسجد!)

تصویر این درب زیبا که روزی بر آستانۀ این مسجد، خوش آمدگوی نمازگزاران بود در زیر آمده است:

 

 درب مسجد حاج عبدالصمد بیدگل

 

اتفاق بالا و وقایعی شبیه به آن که برای بقاع متبرکه امامزادگان رخ می دهد، با صحبتهای مسئولین نیروی انتظامی در مورد امنیت اجتماعی، تناقضی را در ذهن من ایجاد کرده است که یکی از اینها دروغ است!(البته با توجه به سخنان قبلی مقامات که از رسانه ملی شنیده ایم کاملاً مشخص است که کدام دروغ است!)

جالب است بدانید که درشهرما بسیاری از بقاع متبرکه امامزادگان مجهّز به سیستم دزدگیر هستند. در یک کشور اسلامی با این همه داعیۀ برقراری امنیت اجتماعی، چنین اقداماتی انسان را وادار به تعقّل و سپس تأسّف خوردن می کند.

اینکه شخصی به خود اجازه می دهد از مسجد یا بقعۀ امامزاده ای دزدی کند به یکی از عوامل زیر بستگی دارد:

1- یا شخص مذکور، دزد اشیای عتیقه است و از نظر اعتقادی آنقدر ضعیف است که فقط به منفعت کارش می اندیشد و نه چیز دیگر.

2- یا اینکه از معتاد های محترم هستند که در جهت ساختن (در واقع خراب کردن ) خودشان دست به چنین اعمال شنیعی می زنند.

3- یا اینکه هیچکدام از گروههای بالا نیستند و فقط برای تنوع و هیجان این کار را انجام می دهند.

 

شما چه فکر می کنید؟؟؟؟؟؟

ادامه دارد....

برخی اصطلاحات رایج در گویش ولهجۀ مردم بیدگل(5)

صبحت

-----

صحبت

پقر

Paghar

پهن خشک و خُرد شده

بقبقجه

Bagh bagh je

چیز کوچک- میوۀ نوعی تیغ که رنگش سیاه است

تروتور

Tar o Tur

تره بار

چاجه

Chaje

چاه کوچک

فضله

Fazle

فضولات حیوانات و پرندگان- کود

بسکی

Báski

از بس که

جوب

----

جوی

پالو

Pãloo

پالان

رونکی

Roonaki

تسمه ای که دو طرف پالان وصل شده و از زیر دُم حیوان پالان بر دوش(اسب،الاغ، قاطر) می گذرد.

آشرمه

Ashorme

قطعه ای پارچه ای ضخیم معمولاً ازجنس قالی که بالای ران حیوان در انتهای پالان به رونکی نصب می شود.

تنگه

Tange

کمربندی که برای محکم کردن پالان استفاده می شود.

سوف ملیله

Soofe Malile

استفاده از دو رنگ متفاوت در ابتدا و انتهای قالی که به طرز خاصی بافته می شوند.

اسکی نه

Eskeyne

سکسکه

درصلحاً

Dere Selahan

در اصطلاحاً

اندیشه داشتن

-----

بدگمان بودن- شک کردن

عزیز بی جهت

-----

بیهوده مورد احترام بودن

دسِ واثاق چیدن

Dase Vasagh Chidan

آب و تاب دادن

تپه تونه کاری

Tape Tone Kãri 

آشغال کاری- کثیف کاری

الال سازی

Elal Sazi

کار بیهوده کردن

تابوق سگ

Tã Booghe  Sag

تا انتهای شب

کرم پنیر بودن

----

آدم خیلی زرنگ را می گویند

نیم کشه حال

-----

بیحال

ترکه تسمه افتادن

Tarake Tasme Oftãdan

 دست پاچه شدن- عجله کردن

آب نشستن

----

آب تنی کردن

آفرو کردن

AfEru Kardan

در آب فرو بردن

هم کشیدن

Ham keshidan

همت کردن- ارادۀ محکم کردن

چِخ کردن

Chekh Kardan

راندن- فراری دادن

چاپ و چوپ رفتن

-----

دروغ و چاخان گفتن

بادپا دادن

Bãde Pã Dãdan

قدم زدن- حال و هوا عوض کردن

هوش بردن

----

چُرت زدن

سلوک رفتاری

----

اقتصادی عمل کردن- صرفه جویی کردن

اشل کاری

Eshal Kári

خرابکاری- شیطونی کردن- سیاه کاری کردن

کیوز کاری

Kauuz Kãri

جستجو و کند وکاو کردن

هر که بامش کم، برفش بیشتر! یا هرکه بامش بیش، برفش کمتر!!

بالاخره ته و توی قانون جدید بیمه خدمات درمانی را در آوردم!

احتمالاً افتتاح حساب یک میلیون تومانی برای متولدین سال جدید اثر آنچنانی نداشته است که دولت محترم به فکر راهی تازه تر افتاده است. ظاهراً تصویب واجرای قانون جدید بیمه خدمات درمانی توسط هیئت محترم دولت ، راهی به سوی تشویق خانواده ها به ازدیاد جمعیت می باشد. حتماً می پرسید از کجا متوجه این مسئله شده ام؟؟

در پست قبلی راجع به افزایش حق بیمه خدمات درمانی و ارتباط آن با بیمه طلایی مطلبی نوشتم که حتماً مطالعه کرده اید. امروز فیش حقوقی خودم را با شخص دیگری مقایسه کردم و به نتیجه جالب توجهی رسیدم. با وجودی که تعداد افراد خانواده ما از تعداد افراد خانواده فرد مذکور کمتر است ولی حق بیمه بیشتری می پردازم!!

از اداره که مطلب را جویا شدم گفتند:« در قانون جدید تعداد افراد تحت پوشش بیمه ملاک نیست بلکه فقط 2% از حقوق فرد، بابت حق بیمه کسر می گردد. البته این قانون تا جایی است که تعداد افراد از 5 نفر بیشتر نشود(یعنی برای حداکثر 5 نفر است)،اگر شد وضع فرق می کند!» معوقۀ حق بیمه ای که طبق قانون جدید باید برای 2 نفر بپردازم حدود 55 هزار تومان است ولی همکاری که 4 نفر هستند حدوداً 22 هزار تومان معوقه پرداخت می کند!

گفتم: این قانون از کجا آمده است؟؟ گفتند: «مصوبه هیئت وزیران است!!! و تأکید شده است که این قانون واقعی است و تا کنون غیر واقعی بوده است!!!!» یعنی اگر کسی برای 4 نفر به اندازه همان 4 نفر حق بیمه بدهد غیر واقعی است ولی اگر 2 نفر باشند و به اندازه 6 نفر حق بیمه بپردازد کاملاً وافعی است!!!!!!

اینکه این قانون را از کجا درآورده اند و چه کسی از این مسئله سود می برد،فقط خدا می داند و کسانی که سر خیر این کار هستند. از آنجاییکه هر وقت قانونی تصویب و اجرا می شود در یک جهتی حرکت می کند، نکته ای که برای من ابهام دارد اینست که اجرای این قانون در چه جهتی است؟؟

 

1-     در جهت تکریم ارباب رجوع!

2-     توسعه عَدالت اجتماعی!

3-     احترام به مقام شامخ معلم!

4-     هدفمند کردن یارانه ها!

5-     اصلاح قانون بیمه!

6-     ............

 

شما چه فکر می کنید؟؟؟؟؟