بیمه آن هم ازنوع طلایی!!
بی دلیل نیست هر بانکی که تأسیس می شود در کنار خود با همان نام بانک، یک مؤسسه بیمه هم تأسیس می کند. البته دقیقاً معلوم نیست که بانک، بیمه را می چرخاند و یا بانک، بیمه را و یا مردم هردو را!!
چندوقت پیش برای گرفتن دارو به داروخانه رفته بودم. دکتر برایم یک عدد آمپول تجویز کرده بود. قیمت آمپول به صورت آزاد حدود 400 تومان بود ولی با دفترچه بیمه خدمات درمانی حدود 1200 تومان پرداخت کردم!!؟؟ گذشته از این بیشتر داروهایی که پزشکان تجویز می کنند آزاد است و بیمه، آنها را تحت پوشش قرار نمی دهد.تازه تر اینکه یکی از دکترهای داروساز می گفت: «من که داروساز هستم می دانم که شرکتهای داروسازی چه آشغالهایی را بعنوان دارو به خوردِ مردم می دهند!». متأسفانه گفته می شودکه تحریمهای اخیرباعث شده است که برخی از داروها که برای بعضی بیماران جنبه حیاتی دارد، هیچ کجا یافت نشود.مسلماً وزارت بهداشت که متولی امر سلامت جامعه است باید کاری بکند.یکی از دوستان که فرزندش دچار بیماری مرموزی است ازنوعی قرص استفاده می کرد که به گفته خودش مثل قرص سرماخوردگی، همه جا یافت می شد.(منظورم از همه جا همۀ داروخانه هاست!). ولی هم اکنون باید با واسطۀ ویتامین «پ»! از طریق داروخانه هلال احمر و یا دوستان خارج از کشور این دارو را تهیه کند. چرا؟؟
واژۀ تحریم من را به یاد ماجرای پودر لباس شویی انداخت. یادتان هست که پودر لباسشویی دستی را 215 تومان و ماشینی را 330 تومان می خریدیم. ناگهان اعلام شد که پودر لباسشویی کم یاب شده است و دلیل آنهم تحریم های دیگر کشورهاست. مدتی بود که یک کیلو تریاک را راحت تر از یک بسته پودر لباسشویی می شد پیدا کرد! ولی با قرار دادن نرخ جدید 525 تومان برای پودرهای دستی و 750 تومان برای پودرهای ماشینی، ناگهان به سلامتی و میمنت و مبارکی همگی از تحریم درآمدیم!!
به نظر شما اگر از همان اول بگویند که می خواهیم فلان کالا را قدری گران کنیم ما چیزی خواهیم گفت!! فکر می کنم همین پروسۀ پودر، برای دیگر کالاها از جمله دستۀ داروها هم تکرار شود.!!
بر گردیم به بیمه......
اخیراً بازی جدید «بیمۀ طلایی» را در تمامی مراکز درمانی و داروخانه ها با بازیگری بیماران محترم فرهنگی یا بیماران فرهنگی محترم نظاره گر هستیم. بیش از 4 ماه است که به ازای هر نفر بیش از 6000 هزار تومان حق بیمه از حقوق ها کسر می شود.در قرادادهایی که ازطرف بیمۀ ایران صادر شده است ظاهراً قرار بود که به ازای پرداخت این حق بیمه، خدمات بیشتری به بیماران ارائه شود. تنها خدمتی را که امروز مشاهده کردم افزایش 250 تومان به حق ویزیت پزشکان اورژانس و افزایش 500 تومان به ویزیت پزشکان خصوصی بود. قرار بود از کلیۀ خدمات ارائه شده فقط 20% سهم بیمه شده باشد. امروز که دارو گرفتم حدود 2700 تومان شد. به داروخانه چی گفتمکه: «مگربیمه طلایی روی قیمت داروها اثری نداشت؟». گفت:«البته که اثر داشت. اگر بیمۀ طلایی نبودی باید 1000 تومان بیشتر می پرداختی. یعنی 3700 تومان!». به فکر فرو رفتم که آیا 20% از 3700 تومان می شود 2700 تومان یا 740 تومان.!! بالاخره به خودم قبولاندم که 2700 تومان صحیح است چون باید همین قدر پرداخت می کردم!
از اینها که بگذریم حدود یک ماه است که کارت بیمۀ طلایی صادر شده است و حتماً شنیده اید که چقدر در رسانه ها ی جمعی مخصوصاً تلویزیون صحبت در این رابطه شده است. همه فکر می کردند که واقعاً فرهنگیان دیگر نیاید به فکر مخارج درمانی باشند. ولی در عمل می بینیم که همۀ حرفها بیشتر به یک خوش خیالی شباهت دارد تا واقعیت!! حدود یک ماه است که نام درمانگاهها و پزشکان متعددی را در سایت بیمۀ ایران نوشته اند که طرف قرارداد بیمۀ طلایی هستند. از جمله اورژانس امام خمینی آران وبیدگل. ولی چندروزپیش که مراجعه کردم گفتند که با بیمۀ طلایی قرارداد نداریم!!!؟؟ از طریق اداره که پیگیر شدم شماره تلفن همراه یکی از مسئولین اورژانس را به من دادند. وقتی تماس گرفتم، تلفنشان قطع بود!!
اینها به کنار.....
این کارت به برچسبی تبدیل شده است که اصحاب وزارت بهداشت به چشم ترحّم به فرهنگیان محترم نگاه می کنند و به محض اینکه کارت را ارائه می دهیم، چشمها را شسته و جور دیگر می بینند! انگار که با کسی طرف هستند که سالها پیش با او پدر کشتگی داشته اند. این در حالیست که این کارت برای شخصی که نسخه می پیچد نفع و ضرری نداردو او در هر حال حقوقش را می گیرد!
به قسمت پذیرش اورژانس امام خمینی گفتم:«پس شما در زمینۀ چه خدماتی با بیمۀ طلایی قرارداد دارید؟». ایشان (که یکی از خدمۀ مرکز بودند و در نبود مسئول پذیرش کارهای ایشان را انجام می دادند!)گفتند:«هیچ کدام!!؟؟»
البته ناگفته نماند بیشترین خدماتی که توسط اورژانس مذکورارائه می شود در حد پزشک و تزریقات و پانسمان است.(و واقعاً معنی اورژانس هم همین است)که خوشبختانه یا متأسفانه بیش از 60% مراجعه کنندگان، ساکنان کشور دوست و برادر، هموطنان عزیز افغانی هستند!!
از اعتبار یکسالۀ کارت بیمۀ طلایی کمتر از 7 ماه دیگر باقی مانده است. تا به حال نزدیک به 60 هزار تومان برای بیمۀ طلایی پرداخته ایم ولی هنوز احساس نکرده ام که بیمه، آنهم از نوع«طلایی» هستم. معمولاً شرکتهایی که تازه تأسیس می شوند و یا در شُرُف ورشکستگی هستند همه با هم به یاد آموزش و پرورش می افتند. شاید طرح بیمۀ طلایی هم یکی از این دلسوزیها به حال آموزش و پرورش باشد!!! قبلاً هم شبیه این ماجرا را در طرح «کارت خرید پارسیان» و یا «بیمۀ معلم» و یا«کارت سفر» و.... دیده ایم. در آخر به این نتیجه می توان رسید که این بیمه، نه تنها «طلایی» نیست بلکه «اِلجیج» هم نیست!!
پی نوشت- «الجیج» در لهجه مردم آران وبیدگل به «طلای تقلّبی» اطلاق می شود.
عنوان این وبلاگ را با«بی بی سی» اشتباه نگیرید.