پیرو پست «بیدگل باستان» از وبلاگ «وامابعد»
وقتی از کشف یک پدیده باستانی یا اثر تاریخی صحبت می شود و مسئولین محترم میراث فرهنگی و مردم فرهنگ دوست به فکر مرمت و بازسازی می افتند حالم شکل خاصی به خود می گیردکه زیاد قابل بیان نیست. این دگرگونی حال ازآنجا پیدا می شود که می بینیم یا می شنویم که معمولاً همین مردم درزمانهای گذشته این بناها را فراموش کرده اند و در ذهنشان روی آنها خاک ریخته اند تا طبیعت نیز ناگزیر،همین کار را بکند. چندین سال بعد همین مردم همان ابنیه را از زیر خاک بیرون می آورند و به آن مباهات می کنند!!![]()
آنقدر خانه های تاریخی از جمله خانه بنی طباء را به حال خود رها کردند تا زمانی که تقریباً نزدیک بود ویرانه شود به فکر افتادند که این خانه نیاز به مرمت دارد. هم اکنون هم خانه هایی مثل محمودیان،محلوجی،استادیان، صابری و مساجدی مانند مسجد تاریخی حاج عبدالصمد را تقریباً دارند رها می کنند تا زمانی به ویرانه های آن افتخار کنند و هزینه های سرسام آوری را برای آنها خرج کنند ویا اینکه بر خرابه های آنها آثار باستانی جدیدی بسازند!! این در حالیست که هزینه نگهداری این بناها از هزینه تعمیرات کلی بسیار کمتراست.
در حوالی زیارت هفت امامزاده چسبیده به خیابان سلمقان تعداد زیادی منزل خشت و گل وقدیمی هست که تقریباً بسیاری از آنها خالی از سکنه شده اند. این محل به نام «مقبونه» معروف بود.اخیراً برای توسعه میدان مقابل زیارت هفت امامزاده گاهی چند خانه از این خانه ها(که بعضی از آنها سالم است و از بی توجهی به این روز افتاده اند!) را خراب کرده و جزو خیابان می کنند. وسط همین خیابان سلمقان اندکی مشرف به حیاط حسینیه، خانه اربابی ها بود که به همین سرنوشت دچار شد. مطمئن هستم چندین سال بعد همین مردم در حین حفاری یک چاه یا بر حسب یک اتفاق که می تواند فرو رفتن زمین باشد به آثاری قدیمی و تاریخی برخواهند خورد و یادشان خواهد رفت که خودشان همین ها را زیر خاک کرده اند. در آن زمان به آن افتخار خواهند کرد و در بوق و کرنا خواهند کرد که بیایید و ببینید که از زیر خاک آثار قدیمی و تاریخی پیدا کرده ایم.
یادی از آب انبار محله فخارخانه بکنم. با هزار حرف و حدیث و بحث، آنرا خراب کردند و خاک بسیار زیادی رابا زحمت و مشقّت فراوان آوردند و در آن ریختند تا اینکه کاملاً صاف شده و حیاط حسینیه شود. اخیراً فرزندان و بعضاً خود همانهایی که این بنا را زیر خاک کردند دارند خاکها را کنار می ریزند تا راه پله و منبع آب آن احیا شده و آماده استفاده مجدّد شود تا به آن افتخار کنند! عجب نیست چند سال بعد بنابر مقتضیاتی که معلوم نیست چه خواهند بود(!) به فکر بیفتند که آب انبار محله مختص آباد بیدگل را نیزاز وسط خیابان سیدالشهدا بیرون بکشند و آنرا احیا کنند . این دلسوزیها در مورد فرهنگ مردم در حالیست که به فکر آب انبارهایی مثل آب انبارهای محله سلمقان یا آب انبار مدرسه واقع درمحله حاج عبدالصمد و یا آب انبار محله توی ده و.... که تقریباً دارند رو به تخریب می روند نیستند. ظاهراً ملات و مصالحی که برای این اماکن استفاده می کنند همان ساروج معروف است که در ساختن پایه های پلهای تاریخی شهر اصفهان استفاده شده است. ویژگی این ماده ساختمانی این است که هر چه بیشتر در آب باشد استحکام بیشتری پیدا می کند.
اینگونه طرز تفکر در مورد حفظ و حراست از میراث فرهنگی و باستانی و بعد افتخار به خرابه های آنها حداقل برای من بسیار اعجاب آور است.![]()
این مردم فرهنگ دوست با این افکار و عقاید در زمینه فرهنگ و میراث فرهنگی و هر چیزی که بوی اینها را بدهد می خواهند چه بگویند فقط خدا میداند وبس!!
عنوان این وبلاگ را با«بی بی سی» اشتباه نگیرید.